به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






اربعین حسینی

بسمه تعالی

اربعين در فرهنگ شيعه

در فرهنگ اسلامي و در معارف عرفاني، عدد چهل (اربعين) جايگاه خاصي دارد. چله نشيني براي رفع حاجت يا رسيدن به مقامات سلوک و عرفان معروف است. حفظ کردن چهل حديث، اخلاصِ چهل صباح، کمال عقل در چهل سالگي، دعا براي چهل مؤ من، چهل شب چهارشنبه و. .. بسياري از اين نمونه ها و موارد.

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين روز شهادت حسين بن علي عليهما السلام گفته مي شود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي، گراميداشت چهلم مردگان است که، به ياد عزيزِ فوت شده خويش، خيرات و صدقات مي دهند و مجلس ياد بود برپا مي کنند. در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، عظيمترين مراسم سوگواري را در کشورها و شهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني برپا مي کنند و همراه با دسته هاي سينه زني و عزاداري به تعظيم شعائر ديني مي پردازند. در شهر کربلا، اربعين حسيني عظمت و شکوه خاصي دارد و دسته هاي عزادار، مراسمي پرشور برپا مي کنند.

اربعين

جايگاه اربعين

اربعين در فرهنگ اهل بيت عليهم السلام

اربعين در فرهنگ شيعه

فلسفه اربعين
اهميت اربعين از کجاست؟ صرف اينکه چهل روز از شهادت شهيد مي گذرد چه خصوصيتي دارد؟ اربعين خصوصيتش به خاطر اين است که در اربعين حسيني ياد شهادت امام حسين(ع) زنده شد و اين چيز بسيار مهمي است. اگر اين شهادت عظيم در تاريخ اتفاق مي افتاد يعني حسين بن علي(ع) و بقية شهيدان در کربلا شهيد مي شدند، اما بني اميه موفق مي شدند، همانطور که خود حسين(ع) و ياران عزيزش را از صفحه روزگار برافکندند و جسم پاکشان را زير خاک پنهان کردند، ياد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهاي بعد محو کنند، در اين صورت آيا اين شهادت براي عالم اسلام فايده اي مي داشت؟ يا اگر هم براي آن روز يک اثري مي گذاشت، آيا اين خاطره در تاريخ، براي نسل هاي بعد، براي گرفتاري ها و سياهي ها و تاريکي ها و يزيدي هاي دوران آيندة تاريخ هم اثري روشنگر و افشا کننده مي داشت؟ اگر حسين(ع) شهيد مي شد، اما مردم آن روز و مردم نسل هاي بعد نمي فهميدند که حسين(ع) شهيد شده، آيا اين خاطره چه اثر و چه نقشي مي توانست در رشد و سازندگي و هدايت و برانگيزانندگي ملت ها و اجتماعات و تاريخ بگذارد؟ بله هيچ اثري نداشت.

اربعين روزي است که برافراشته شدن پرچم پيام شهادت کربلا در آن روز آغاز شد و روز بازماندگان شهداست. حالا چه در اربعين اول، خانواده امام حسين(ع) به کربلا آمده باشند و چه نيامده باشند. (گزيده اي از بيانات مقام معظم رهبري در تاريخ 29/ 6/ 68).

اربعيناربعین

فلسفه بزرگداشت اربعين حسيني (ع) چيست؟

نقش اربعين در احياء ياد عاشورا و گسترش نهضت امام حسين(ع)

اربعين و نگاهي دوباره به عاشورا

اولين اربعين
يکي از مباحث مهم تاريخ عاشورا که در اين فصل درباره آن بحث و بررسي صورت گرفته، حضور اهل بيت عليهم السلام در کربلا در اولين اربعين شهادت امام حسين عليه السلام بر سر مزار آن حضرت و ديگر شهداي کربلاست. در ميان شيعه، مشهور است که اربعين روزي است که جابر بن عبدالله انصاري، صحابي بزرگ رسول خدا صلي الله عليه وآله به زيارت قبر امام حسين عليه السلام نائل شد و در همان جا بود که اهل بيت عليهم السلام هنگام بازگشت از شام نيز به زيارت مزار امام عليه السلام آمده و جابر را ملاقات کردند. هم چنين در اين روز سر امام حسين عليه السلام به بدن ملحق شده و دفن شد. اما در مقابل اين شهرت، برخي انديشمندان متقدم و معاصر شيعه، ورود اهل بيت عليهم السلام را در روز اربعين سال 61 ق انکار کرده اند.

مبناي تاريخي اربعين درآثارعلما

سر قداست اربعين حسيني

پژوهشي در اربعين حسيني(عليه السلام)

اربعين از نگاه مورخ معاصر

پاسخ به شبهات تاريخي اربعين

کدامين اربعين؟

تحليل مبناي تاريخي اربعين حسيني

درباره اربعين امام حسين(ع)

زيارت اربعين
اربعين، چهلمين روز شهادت امام حسين (ع) است که جان خود و يارانش را فداي دين کرد. از آنجا که گراميداشت خاطره شهيد و احياء اربعين وي، زنده نگهداشتن نام و ياد و راه اوست و زيارت، يکي از راههاي ياد و احياء خاطره است، زيارت امام حسين (ع) بويژه در روز بيستم ماه صفر که اربعين آن حضرت است، فضيلت بسيار دارد.

امام حسن عسکري (ع) در حديثي علامتهاي «مؤمن» را پنج چيز شمرده است: نماز پنجاه و يک رکعت، زيارت اربعين، انگشتر کردن در دست راست، پيشاني بر خاک نهادن و «بسم الله» را در نماز، آشکارا گفتن: «عَلاماتُ المُؤمِنِ خَمسٌ: صَلاةُ اِحدي وَ خَمسين وَ زِيارَةُ الاربَعين...» زيارت اربعين که در اين روز مستحب است، در کتب دعا آمده است و به اينگونه شروع مي شود: «السلامُ عَلي وَلِي اللهِ وَ حَبيبِهِ...» که اين متن، از طريق صفوان جمال از امام صادق (ع) روايت شده است. زيارت ديگر آن است که جابربن عبدالله انصاري در اين روز خوانده است و متن زيارت بعنوان زيارتنامه آن امام در نيمه ماه رجب نقل شده و با جمله «السلامُ عَلَيکم يا آلَ الله...» شروع مي شود.

مورخان نوشته اند که جابربن عبدالله انصاري، همراه عطيه عوفي موفق شدند که در همان اولين اربعين پس از عاشورا به زيارت امام حسين (ع) نائل آيند. وي که آن هنگام نابينا شده بود، در فرات غسل کرد و خود را خوشبو ساخت و گامهاي کوچک برداشت تا سر قبر حسين بن علي عليهما السلام آمد و با راهنمايي عطيه، دست روي قبر نهاد و بيهوش شد، وقتي به هوش آمد، سه بار گفت: يا حسين! سپس گفت: «حَبيبٌ لا يجيبُ حَبيبَهُ. ..» آنگاه زيارتي خواند و روي به ساير شهداء کرد و آنان را هم زيارت نمود. (فرهنگ عاشوراء، ص 203)

مژده به زائران اربعين امام حسين عليه السلام

چرا بايد به زيارت اربعين رفت؟

صفات اخلاقي شيعه در عصر غيبت

اربعين حسيني

آخرين صحابي و نخستين زائر حسيني

عطيه، اولين زائر اربعين

 

زيارت نامه اربعين
السَّلامُ عَلَي وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلامُ عَلَي خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ السَّلامُ عَلَي صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ السَّلامُ عَلَي الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ السَّلامُ عَلَي أَسِيرِ الْکُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّکَ وَ ابْنُ وَلِيِّکَ وَ صَفِيُّکَ وَ ابْنُ صَفِيِّکَ الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَيِّدا مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِدا مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَي خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيکَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَي وَ شَرَي آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّي فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَکَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّکَ،

سلام بر وليّ خدا و حبيبش، سلام بر دوست خدا و نجيبش، سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش، سلام بر حسين مظلوم شهيد، سلام بر آن دچار گرفتاريها و کشته اشکها، خدايا من گواهي مي دهم که حسين وليّ تو و فرزند وليّ تو، و فرزند برگزيده توست حسيني که به کرامتت رسيده، او را به شهادت گرامي داشتي، و به خوشبختي اختصاصش دادي، و به پاکي ولادت برگزيدي، و او را آقايي از آقايان، و پيشروي از پيشرويان، و مدافعي از مدافعان حق قرار دادي، و ميراثهاي پيامبران را به او عطا فرمودي، و او را از ميان جانشينان حجّت بر بندگانت قرار دادي، و در دعوتش جاي عذري باقي نگذاشت، و از خيرخواهي دريغ نورزيد، و جانش را در راه تو بذل کرد، تا بندگانت را از جهالت و سرگرداني گمراهي برهاند، درحالي که بر عليه او به کمک هم برخاستند، کساني که دنيا مغرورشان کرد، و بهره واقعي خود را به فرومايه تر و پست تر چيز فروختند، و و آخرتشان را به کمترين بها به گردونه فروش گذاشتند، تکبّر کردند و خود را در دامن هواي نفس انداختند، تو را و پيامبرت را به خشم آوردند.

گرد آوری توسط: Matin.J



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

اعمال ماه صفر

بسمه تعالی

اعمال ماه صفر
هر یک از روزهای سال، روز خداست و انسان می‌تواند در آن روز برای موفقیت خویش، تلاش کند و برای نزدیکی به خدای سبحان و فراهم آوری خرسندی وی، عبادت کند، تصدّق نماید و خدمت به مردم کند.
در این جا، متن گفتار محدث بزرگ حضرت آیت الله شیخ عباس قمی پیرامون اعمال ماه صفر را از وقایع الایّام بیان می‌کنیم:
بدان که این ماه (صفر) معروف به نحوست است و شاید سبب آن، واقع شدن وفات رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله است در آن، هم چنان که نحوست دوشنبه به این سبب است. و یا به جهت آن است که این ماه، بعد از سه ماه حرام (ذی قعده، ذی حجّه و محرم الحرام) واقع شده که در آن سه ماه، حرب و قتال نبوده و در این ماه، شروع به قتال می‌نمودند و خانه و منازل از اهلش خالی می‌شد. و این هم یک سبب است در وجه تسمیه آن، به صفر.
به هر حال، از برای رفع نحوست، هیچ چیز بهتر از تصدقات و ادعیه و استعاذات وارده نیست. و اگر کسی خواهد محفوظ بماند از بلاهای نازله در این ماه، در هر روز ده مرتبه بخواند این دعایی را که «محدث فیض» روح الله روحه، در «خلاصة الاذکار» ذکر فرمود:
یا شدید القوی، و یا شدید المحال، یا عزیز، یا عزیز، ذلّت بعظمتک جمیع خلقک، فاکفنی شَرّ خلقک، یا محسن، یا مجمل، یا منعم، یا مفضل، یا لا اِله الّا اءنت، سبحانک إ نّی کنتُ مِن الظّالمین، فاستجبناله و نجّیناهُ من الغمّ، و کذلک ننجیِ المؤ منین، و صلّی اللّه علی محمّد و آله الطّیبین الطّاهرین.

سیّد، در «اقبال» دعایی برای هلال این ماه روایت کرده است.

منبع:www.beytoote.com

گرد آوری شده توسط:Matin.J                       امام حسین(ع)



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

اعمال ماه محرم

بسمه تعالی

محرم از منظر ائمه(عليهم السلام)

شيعيان از امام رضا(عليه السلام)، چنين نقل شده است:

«وقتي محرم فرا مي‌رسيد، پدرم خندان ديده نمي‌شد، حزن و اندوه تا پايان دهه‌ اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصيبت و گريه ايشان بود.»

همچنين حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره‌ عاشورا مي‌فرمايد:

«كسي كه عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريه‌اش باشد، خداوند قيامت را روز شادماني و سرور او قرار خواهد داد.»

اعمال شب اول ماه محرم

 نماز: اين شب چند نماز دارد كه يكي از آنها به شرح ذيل است:

دو ركعت، كه در هر ركعت بعد از حمد يازده مرتبه سوره‌ توحيد خوانده شود.

در فضيلت اين نماز چنين آمده است:

«خواندن اين نماز و روزه داشتن روزش موجب امنيّت است و كسي كه اين عمل را انجام دهد، گويا تمام سال بر كار نيك مداومت داشته است.»

2ـ احياي اين شب.

 نيايش و دعا.

روز اول محرم

اول محرم هر سال اولين روز سال قمري است. از امام محمدباقر(عليه السلام) روايت شده است: «آن كس كه اين روز را روزه بدارد، خداوند دعايش را اجابت مي‌كند، همانگونه كه دعاي زكريا(عليه السلام) را اجابت كرد.»

دو ركعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار دعاي زير قرائت گردد:

«اللّهم انت الاله القديم و هذه سنةٌ جديدةٌ فاسئلك فيها العصمة من الشيطان و القوَّة علي هذه النّفس الامّارة بالسُّوء»(9)؛ بارالها! تو خداي قديم و جاوداني و اين سال، سال نو است، از تو مي‌خواهم كه مرا در اين سال از شيطان حفظ كني و بر نفس اماره (راهنمايي كننده) به بدي پيروز سازي.

روز دوم محرم

در چنين روزي كاروان امام حسين(عليه السلام) در سال 61 ه‍ .ق وارد سرزمين كربلا شد و با ممانعت لشكر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گرديد.

روز سوم محرم

از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) نقل شده است:

«هر كس در اين روز روزه بگيرد، خداوند دعايش را اجابت كند.»

در آن روز سپاه عمر بن سعد وارد كربلا شد.

روز چهارم محرم

بي‌نتيجه بودن مذاكره حضرت سيدالشهداء(عليه السلام)، با عمر بن سعد براي وادار كردن لشكر وي به ترك جنگ و دعوت او و لشكرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.

روز هفتم محرم

روزه گرفتن مستحب است.

روز نهم محرم

تاسوعاي حسيني، روز محاصره‌ امام حسين(عليه السلام) و اصحابش در سرزمين كربلا توسط سپاه شمر.

اعمال شب عاشورا

 چند نماز براي اين شب در روايات آمده است كه يكي از آنها چنين است:

چهار ركعت نماز كه در هر ركعت بعد از سوره‌ حمد، 50 بار سوره‌ توحيد خوانده مي‌شود. پس از پايان نماز، 70 بار «سبحان الله والحمدالله و لا اله الاّ الله و الله اكبر ولا حول ولا قوة الاّ بالله العليّ العظيم» خوانده شود.

2ـ احياي اين شب كنار قبر امام حسين(عليه السلام).

 دعا و نيايش. 

روز عاشورا

1- عزاداري بر امام حسين(عليه السلام) و شهداي كربلا، در اين مورد از امام رضا(عليه السلام) نقل شده است:

هر كس كار و كوشش را در اين روز، رها كند، خداوند خواسته‌هايش را برآورد و هر كس اين روز را با حزن و اندوه سپري كند، خداوند قيامت را روز خوشحالي او قرار دهد.

2ـ زيارت امام حسين(عليه السلام).

 روزه گرفتن در اين روز كراهت دارد؛ ولي بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشاميدن خودداري شود. 

4ـ آب دادن به زائران امام حسين(عليه السلام).

 خواندن سوره توحيد هزار مرتبه.

6ـ خواندن زيارت عاشورا. 

7ـ گفتن هزار بار ذكر «اللّهم العن قتلة الحسين(عليه السلام).»

روز دوازدهم محرم

ورود كاروان اسيران كربلا به كوفه و شهادت حضرت سجاد(عليه السلام) در سال 94 ه‍ .ق.

روز بيست و يكم محرم

1ـ روزه‌ اين روز مطلوب است.

محرم

منبع:.www.beytoote.com

گرد آوری توسط:Matin.J



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

زندگی نامه امام حسین(ع)

بسمه تعالی

دومين فرزند برومند حضرت علي و در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، كه درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحي و ولايت چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پيامبر گرامي اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علي (ع ) و فاطمه را فرمود تا كودكش را بياورد. اسما او را در پارچه اي سپيد (س ) آمد و اسما پيچيد و خدمت رسول اكرم (ص ) برد، آن گرامي به گوش راست او اذان و به گوش چپ  او اقامه گفت . به روزهاي اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحي الهي ، جبرئيل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اي رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر كوچك هارون (شبير) چون علي براي تو بسان هارون  كه به عربي (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. براي موسي بن عمران است ، جز آن كه تو خاتم پيغمبران هستي .
و به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، براي دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا كه سلام خداوند بر او باد، گوسفندي را براي كشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موي سر او فرزندش به عنوان عقيقه نقره صدقه داد.

حسين (ع ) و پيامبر (ص )
از ولادت حسين بن علي (ع ) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفي كه پيامبر راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز مي داشت ، به بزرگواري و مقام شامخ پيشواي سوم آگاه شدند. سلمان فارسي مي گويد: ديدم كه رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوي خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگواراني ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستي ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاي خدايي كه نه نفرند و خاتم ايشان ،  قائم ايشان (امام زمان "عج ") مي باشد.
انس بن مالك روايت مي كند: وقتي از پيامبر پرسيدند كدام يك از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي داري ، فرمود:
بارها رسول گرامي حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد و حسن و حسين را،آنان را مي بوييد و مي بوسيد. ابوهريره كه از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عين حال اعتراف مي كند كه : "رسول اكرم را ديدم كه حسن و حسين را بر شانه هاي خويش نشانده بود و به سوي ما مي آمد، وقتي به ما رسيد فرمود هر كس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست  داشته ، و هر كه با آنان دشمني ورزد با من دشمني نموده است .
عالي ترين ، صميمي ترين و گوياترين رابطه معنوي و ملكوتي بين پيامبر و حسين را مي توان در اين جمله رسول گرامي اسلام (ص ) خواند كه فرمود: "حسين از من و من از  حسينم 
حسين (ع ) با پدر
شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپري شد، و آن گاه كه رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و به لقاي پروردگار شتافت ، مدت سي سال با پدر زيست . پدري كه جز به انصاف حكم نكرد، و جز به طهارت و بندگي نگذرانيد، جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت . پدري كه در زمان حكومتش لحظه اي او را آرام نگذاشتند،همچنان كه به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام اين مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مي كرد، و در چند سالي كه حضرت علي (ع ) متصدي خلافت ظاهري شد، حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامي ، مانند يك سرباز فداكار همچون برادر بزرگوارش مي كوشيد، و در جنگهاي "جمل "، "صفين " و "نهروان " شركت و به اين ترتيب ، از پدرش اميرالمؤمنين (ع ) و دين خدا حمايت كرد و داشت . حتي گاهي در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مي كرد.
در زمان حكومت عمر، امام حسين (ع ) وارد مسجد شد، خليفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده كرد كه سخن مي گفت . بلادرنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: "از منبر  پدرم فرود آي ....

امام حسين (ع ) با برادر
پس از شهادت حضرت علي (ع )، به فرموده رسول خدا (ص ) و وصيت اميرالمؤمنين (ع )مامت و رهبري شيعيان به حسن بن علي (ع )، فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع )، منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد كه به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) كه دست پرورد وحي محمدي و ولايت علوي بود، همراه و همكار و همفكر برادرش بود. چنان كه وقتي بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع ) مجبور شد كه با معاويه صلح كند و آن همه ناراحتيها را تحمل نمايد، امام حسين (ع ) شريك رنجهاي برادر بود و چون مي دانست كه اين صلح به صلاح اسلام و مسلمين معاويه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع ) دهان آلوده اش را به بدگويي نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع ) گشود، امام حسين (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوي معاويه بشكند و سزاي ناهنجاريش را به كنارش بگذارد، ولي امام حسن (ع ) او را به سكوت و خاموشي فراخواند، امام حسين (ع ) پذيرا شد و به جايش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه برآمد، و با بياني رسا و كوبنده خاموشش ساخت .

امام حسين (ع ) در زمان معاويه
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن علي (ع ) امامت و رهبري شيعيان به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبري جامعه گرديد. امام حسين (ع ) مي ديد كه معاويه با اتكا به قدرت اسلام ، بر اريكه حكومت اسلام به ناحق تكيه زده ، سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامي و قوانين خداوند است ، و از اين حكومت پوشالي مخرب به سختي رنج مي برد، ولي نمي توانست دستي فراز آورد و قدرتي فراهم كند تا او را از جايگاه حكومت اسلامي پايين بكشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعي مشابه او داشت .
امام حسين (ع ) مي دانست اگر تصميمش را آشكار سازد و به سازندگي قدرت بپردازد، پيش از هر جنبش و حركت مفيدي به قتلش مي رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پيشه ساخت كه اگر برمي خاست ، پيش از اقدام به دسيسه كشته مي شد، و از اين كشته شدن هيچ نتيجه اي گرفته نمي شد.
بنابراين تا معاويه زنده بود، چون برادر زيست و علم مخالفتهاي بزرگ نيفراخت ، جز آن كه گاهي محيط و حركات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مي گرفت و مردم را به آينده نزديك اميدوار مي ساخت كه اقدام مؤثري خواهد نمود. و در تمام طول مدتي كه معاويه از مردم براي ولايت عهدي يزيد، بيعت مي گرفت ، حسين به شدت با او مخالفت كرد، و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و ولي عهدي او را نپذيرفت و حتي گاهي سخناني تند به معاويه گفت و يا نامه اي كوبنده براي او نوشت .
معاويه هم در بيعت گرفتن براي يزيد، به او اصراري نكرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه درگذشت ...

قيام حسيني
يزيد پس از معاويه بر تخت حكومت اسلامي تكيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند،و براي اين كه سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت كند، مصمم شد براي نامداران و شخصيتهاي اسلامي پيامي بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند. به همين منظور، نامه اي به حاكم مدينه نوشت و در آن يادآور شد كه براي من از حسين (ع ) بيعت بگير و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاكم اين خبر را به امام حسين (ع ) رسانيد و جواب مطالبه نمود. امام حسين (ع ) چنين فرمود:
"انا لله و انا اليه راجعون و علي الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل  يزيد آن گاه كه افرادي چون يزيد، (شراب خوار و قمارباز و بي ايمان و ناپاك كه حتي ظاهر اسلام را هم مراعات نمي كند) بر مسند حكومت اسلامي بنشيند، بايد فاتحه اسلام را خواند. (زيرا اين گونه زمامدارها با نيروي اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بين مي برند.)
امام حسين (ع ) مي دانست اينك كه حكومت يزيد را به رسميت نشناخته است ، اگر در مدينه بماند به قتلش مي رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفي از مدينه به سوي مكه حركت كرد. آمدن آن حضرت به مكه ، همراه با سرباز زدن او از بيعت يزيد، در بين مردم مكه و مدينه انتشار يافت ، و اين خبر تا به كوفه هم رسيد. كوفيان از امام حسين (ع ) كه در مكه بسر مي برد دعوت كردند تا به سوي آنان آيد و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقيل ، پسر عموي خويش را به كوفه فرستاد تا حركت و واكنش اجتماع كوفي را از نزديك ببيند و برايش بنويسد. مسلم به كوفه رسيد و با استقبال گرم و بي سابقه اي روبرو شد، هزاران نفر به عنوان نايب امام (ع ) با او بيعت كردند، و مسلم هم نامه اي به امام حسين (ع ) نگاشت و حركت فوري امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسين (ع ) كوفيان را به خوبي مي شناخت ، و بي وفايي و بي ديني شان را در زمان حكومت پدر و برادر ديده بود و مي دانست به گفته ها و بيعتشان با مسلم نمي توان اعتماد كرد، و ليكن براي اتمام حجت و اجراي اوامر پروردگار تصميم گرفت كه به سوي كوفه حركت كند.
با اين حال تا هشتم ذي حجه ، يعني روزي كه همه مردم مكه عازم رفتن به "مني " بودند و هر كس در راه مكه جا مانده بود با عجله تمام مي خواست خود را به مكه  برساند، آن حضرت در مكه ماند و در چنين روزي با اهل بيت و ياران خود، از مكه به طرف عراق خارج شد و با اين كار هم به وظيفه خويش عمل كرد و هم به مسلمانان جهان فهماند كه پسر پيغمبر امت ، يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نكرده ، بلكه عليه او قيام كرده است .
يزيد كه حركت مسلم را به سوي كوفه دريافته و از بيعت كوفيان با او آگاه شده بود، ابن زياد را (كه از پليدترين ياران يزيد و از كثيفترين طرفداران حكومت بني اميه بود) به كوفه فرستاد. ابن زياد از ضعف ايمان و دورويي و ترس مردم كوفه استفاده نمود و با تهديد ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراكنده ساخت ، و مسلم به تنهايي با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگي دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهيد شد.
(سلام خدا بر او باد). و ابن زياد جامعه دورو و خيانتكار و بي ايمان كوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت ، و كار به جايي رسيد كه عده اي از همان كساني كه براي امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسين (ع ) از همان شبي كه از مدينه بيرون آمد، و در تمام مدتي كه در مكه اقامت گزيد، و در طول راه مكه به كربلا، تا هنگام شهادت ، گاهي به اشاره ، گاهي به اعلان مي داشت كه : "مقصود من از حركت ، رسوا ساختن حكومت ضد اسلامي يزيد و صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهي از منكر و ايستادگي در برابر ظلم و ستمگري است و جز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدي هدفي ندارم .
و اين مأموريتي بود كه خداوند به او واگذار نموده بود، حتي اگر به كشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسيري خانواده اش اتمام پذيرد. رسول گرامي (ص ) و اميرمؤمنان (ع) و حسن بن علي (ع ) پيشوايان پيشين اسلام ، شهادت امام حسين (ع ) را بارها بيان فرموده بودند. حتي در هنگام ولادت امام حسين (ع )، و خود امام حسين (ع ) به رسول گرانمايه اسلام (ص ) شهادتش را تذكر داده بود.
علم امامت مي دانست كه آخر اين سفر به شهادتش مي انجامد، ولي او كسي نبود كه در برابر دستور آسماني و فرمان خدا براي جان خود ارزشي قائل باشد، يا از اسارت خانواده اش واهمه اي به دل راه دهد. او آن كس بود كه بلا را كرامت و شهادت را سعادت مي پنداشت . (سلام ابدي خدا بر او باد) .
خبر "شهادت حسين (ع ) در كربلا" به قدري در اجتماع اسلامي مورد گفتگو واقع شده بود كه عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند. چون جسته و گريخته ، از رسول الله (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و امام حسن بن علي (ع ) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدينسان حركت امام حسين (ع ) با آن درگيريها و ناراحتيها احتمال كشته شدنش را در اذهان عامه تشديد كرد. بويژه كه خود در طول راه مي فرمود: "من كان باذلا فينا مهجته و موطنا علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا.
هر كس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بيايد. و لذا در بعضي از دوستان اين توهم پيش آمد كه حضرتش را از اين سفر منصرف سازند.
غافل از اين كه فرزند علي بن ابي طالب (ع ) امام و جانشين پيامبر، و از ديگران به وظيفه خويش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد كشيد.
باري امام حسين (ع ) با همه اين افكار و نظريه ها كه اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد، و كوچكترين خللي در تصميمش راه نيافت .
سرانجام ، رفت ، و شهادت را دريافت . نه خود تنها، بلكه با اصحاب و فرزندان كه هر يك ستاره اي درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و كشته شدند، و خونهايشان شنهاي گرم دشت كربلا را لاله باران كرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد (باقي مانده بسترهاي گناه آلود خاندان اميه ) جانشين رسول خدا نيست ، و اساسا اسلام از بني اميه و بني اميه از اسلام جداست . 
راستي هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع ) به وقوع نمي پيوست و مردم يزيد را خليفه پيغمبر (ص ) مي دانستند، و آن گاه اخبار دربار يزيد و شهوترانيهاي او و عمالش را مي شنيدند، چقدر از اسلام متنفر مي شدند، زيرا اسلامي كه خليفه پيغمبرش يزيد باشد، به راستي نيز تنفرآور است ... و خاندان پاك حضرت امام حسين (ع ) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت را به گوش مردم برسانند. و شنيديم و خوانديم كه در شهرها، در بازارها، در مسجدها، در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نكبت بار يزيد، هماره و همه جا دهان گشودند و فرياد زدند، و پرده زيباي فريب را از چهره زشت و جنايتكار جيره خواران بني اميه برداشتند و ثابت كردند كه يزيد سگ باز وشرابخوار است ، هرگز لياقت خلافت ندارد و اين اريكه اي كه او بر آن تكيه زده جايگاه او نيست . سخنانشان رسالت شهادت حسيني را تكميل كرد، طوفاني در جانها برانگيختند، چنان كه نام يزيد تا هميشه مترادف با هر پستي و رذالت و دناءت گرديد و همه آرزوهاي طلايي و شيطانيش چون نقش بر آب گشت . نگرشي ژرف مي خواهد تا بتوان بر همه ابعاد اين شهادت عظيم و پرنتيجه دست يافت .
از همان اوان شهادتش تا كنون ، دوستان و شيعيانش ، و همه آنان كه به شرافت و عظمت انسان ارج مي گذارند، همه ساله سالروز به خون غلتيدنش را، سالروز قيام و شهادتش را با سياه پوشي و عزاداري محترم مي شمارند، و خلوص خويش را با گريه بر مصايب آن بزرگوار ابراز مي دارند. پيشوايان مآل انديش و معصوم ما، هماره به واقعه كربلا و به زنده داشتن آن عنايتي خاص داشتند. 
غير از اين كه خود به زيارت مرقدش مي شتافتند و عزايش را بر پا مي داشتند، در فضيلت عزاداري و محزون بودن براي آن بزرگوار، گفتارهاي متعددي ايراد فرموده اند. ابوعماره گويد: "روزي به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسيدم ، فرمود اشعاري در سوگواري حسين براي ما بخوان . وقتي شروع به خواندن نمودم صداي گريه حضرت برخاست ، من مي خواندم و آن عزيز مي گريست ، چندان كه صداي گريه از خانه برخاست .
بعد از آن كه اشعار را تمام كردم ، امام (ع ) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام (21) حسين (ع ) مطالبي بيان فرمود و نيز از آن جناب است كه فرمود: "گريستن و بي تابي كردن در هيچ مصيبتي شايسته نيست مگر در مصيبت حسين بن علي ، كه ثواب و جزايي گرانمايه دارد.
باقرالعلوم ، امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم كه يكي از اصحاب بزرگ او است فرمود: "به شيعيان ما بگوييد كه به زيارت مرقد حسين بروند، زيرا بر هر شخص باايماني كه  به امامت ما معترف است ، زيارت قبر اباعبدالله لازم مي باشد.
امام صادق (ع ) مي فرمايد: "ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يكون من الاعمال . همانا زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده اي ارزش و فضيلتش بيشتر است .
زيرا كه اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است كه به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گويي روح را به سوي ملكوت خوبيها و پاكدامنيها و فداكاريها پرواز مي دهد. هر چند عزاداري و گريه بر مصايب حسين بن علي (ع )، و مشرف شدن به زيارت قبرش و بازنماياندن تاريخ پرشكوه و حماسه ساز كربلايش ارزش و معياري والا دارد، لكن بايد دانست كه نبايد تنها به اين زيارتها و گريه ها و غم گساريدن اكتفا كرد، بلكه همه اين تظاهرات ، فلسفه دين داري ، فداكاري و حمايت از قوانين آسماني را به ما گوشزد مي نمايد، و هدف هم جز اين نيست ، و نياز بزرگ ما از درگاه حسيني آموختن انسانيت و خالي بودن دل از هر چه غير از خداست مي باشد، و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم ، هدف مقدس حسيني به فراموشي مي گرايد.
اخلاق و رفتار امام حسين (ع )
با نگاهي اجمالي به 56سال زندگي سراسر خداخواهي و خداجويي حسين (ع )، درمي يابيم كه هماره وقت او به پاكدامني و بندگي و نشر رسالت احمدي و مفاهيم عميقي والاتر از درك و ديد ما گذشته است . اكنون مروري كوتاه به زواياي زندگاني آن عزيز، كه پيش روي ما است :
جنابش به نماز و نيايش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسياري و حتي در آخرين شب داشت . گاهي در شبانه روز صدها ركعت نماز مي گزاشت .
زندگي دست از نياز و دعا برنداشت ، و خوانده ايم كه از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خداي خويش به خلوت بنشيند. و فرمود: "خدا مي داند كه من نماز و تلاوت (26) قرآن و دعاي زياد و استغفار را دوست دارم  حضرتش بارها پياده به خانه كعبه شتافت و مراسم حج را برگزار كرد.
ابن اثير در كتاب "اسد الغابة " مي نويسد: "كان الحسين رضي الله عنه فاضلا كثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال  الخير جميعها. حسين (ع ) بسيار روزه مي گرفت و نماز مي گزارد و به حج مي رفت و صدقه مي داد و همه كارهاي پسنديده را انجام مي داد.
شخصيت حسين بن علي (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشكوه بود كه وقتي با برادرش امام مجتبي (ع ) پياده به كعبه مي رفتند، همه بزرگان و شخصيتهاي اسلامي به  احترامشان از مركب پياده شده ، همراه آنان راه مي پيمودند.
احترامي كه جامعه براي حسين (ع ) قائل بود، بدان جهت بود كه او با مردم زندگي مي كرد - از مردم و معاشرتشان كناره نمي جست - با جان جامعه هماهنگ بود، چونان ديگران از مواهب و مصائب يك اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ايمان بي تزلزل او به خداوند، او را غم خوار و ياور مردم ساخته بود.
و گرنه ، او نه كاخهاي مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمي بستند، و حرم رسول الله (ص ) را براي او خلوت نمي كردند... اين روايت يك نمونه از اخلاق اجتماعي اوست ، بخوانيم :
روزي از محلي عبور مي فرمود، عده اي از فقرا بر عباهاي پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره هاي خشكي مي خوردند، امام حسين (ع ) مي گذشت كه تعارفش كردند و او هم پذيرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بيان داشت : "ان الله لا يحب المتكبرين "، خداوند متكبران را دوست نمي دارد. 
پس فرمود: "من دعوت شما را اجابت كردم ، شما هم دعوت مرا اجابت كنيد. 
آنها هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدين ترتيب پذيرايي گرمي  هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند، از آنان به عمل آمد، و نيز درس تواضع و انسان دوستي را با عمل خويش به جامعه آموخت .
شعيب بن عبدالرحمن خزاعي مي گويد: "چون حسين بن علي (ع ) به شهادت رسيد، بر پشت مباركش آثار پينه مشاهده كردند، علتش را از امام زين العابدين (ع ) پرسيدند، فرمود اين پينه ها اثر كيسه هاي غذايي است كه پدرم شبها به دوش مي كشيد و به خانه  زنهاي شوهرمرده و كودكان يتيم و فقرا مي رسانيد.
علائلي در كتاب "سمو المعني " مي نويسد:
"ما در تاريخ انسان به مردان بزرگي برخورد مي كنيم كه هر كدام در جبهه و جهتي عظمت و بزرگي خويش را جهان گير ساخته اند، يكي در شجاعت ، ديگري در زهد، آن ديگري در سخاوت ، و... اما شكوه و بزرگي امام حسين (ع ) حجم عظيمي است كه ابعاد بي نهايتش هر يك مشخص كننده يك عظمت فراز تاريخ است ، گويا او جامع همه والاييها و فرازمنديها است .
آري ، مردي كه وارث بي كرانگي نبوت محمدي است ، مردي كه وارث عظمت عدل و مروت پدري چون حضرت علي (ع ) است و وارث جلال و درخشندگي فضيلت مادري چون حضرت فاطمه (س ) است ، چگونه نمونه برتر و والاي عظمت انسان و نشانه آشكار فضيلتهاي خدايي نباشد. درود ما بر او باد كه بايد او را سمبل اعمال و كردارمان قرار دهيم .
امام حسين (ع ) و حكايت زيستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد كردارش نه تنها نمونه يك بزرگ مرد تاريخ را براي ما مجسم مي سازد، بلكه او با همه خويشتن ، آيينه تمام نماي فضيلتها، بزرگ منشيها، فداكاريها، جان بازيها، خداخواهيها وخداجوييها مي باشد، او به تنهايي مي تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را ضامن گردد. بودن و رفتنش ، معنويت و فضيلتهاي انسان را ارجمند نمود.
منبع:www.valiasr-aj.com
گردآوری توسط:Matin.Jسیدالشهدا


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

واقعه عاشورا

بسمه تعالی

آشنایی با واقعه عاشورا

عاشورا روز دهم ماه محرم است. شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که با گاه‌شماری هجری خورشیدی این روز مطابق است با ۲۱ مهر ۵۹
در این روز امام حسین (ع) و یارانش در واقعه کربلا در جنگ با لشکر یزید به شهادت رسیدند و مسلمانان در آن روز سوگواری می‌کنند.

سابقهٔ سوگواری و برپایی عزاداری برای حسین بن علی (ع) به اولین روزهای بعد از عاشورا، در محرم سال ۶۱ هجری می‌رسد.
اولین مراسم سوگواری را حضرت زینب (س) در مسجد کوفه بر امام حسین (ع) برگزار کرد. قبل از آن در کنار اجساد شهدا در کربلا برگزار شد.

روز دهم محرم، روز شهادت سالار شهیدان و فرزندان و اصحاب او در کربلا است. عاشورا در تاریخ جاهلیت عرب، از روزهای عید رسمی و ملی بوده و در آن روزگار، در چنین روزی روزه می‌گرفتند، روز جشن ملی مفاخره و شادمانی بوده است و در چنین روزی لباس‌های فاخر می پوشیدند و چراغانی و خضاب می‌کردند.

در جاهلیت، این روز را روزه می‌گرفتند. در اسلام، با تشریع روزه رمضان، آن روزه نسخ شد.عاشورادر فرهنگ شیعی، به خاطر واقعه شهادت امام حسین (ع) در این روز، عظیم ترین روز سوگواری و ماتم به حساب می‌آید که بزرگترین فاجعه و ستم در مورد خاندان پیامبر (ص) انجام گرفته و دشمنان اسلام و اهل بیت (ع) این روز را خجسته شمرده به شادی می‌پرداختند، اما پیروان خاندان رسالت، به سوگ و عزا می‌نشینند و بر کشتگان این روز می‌گریند.

امامان شیعه، یاد این روز را زنده می‌داشتند، مجلس برپا می‌کردند، بر حسین بن علی(ع) می گریستند، آن حضرت را زیارت می‌کردند و به زیارت او تشویق و امر می کردند و روز اندوهشان بود.

از جمله آداب این روز، ترک لذتها، دنبال کار نرفتن، پرداختن به سوگواری و گریه، تا ظهر چیزی نخوردن و نیاشامیدن، چیزی برای خانه ذخیره نکردن، حالت صاحبان عزا و ماتم داشتن و ... است.

در دوران سلطه امویان و عباسیان، شرایط اجتماعی اجازه مراسم رسمی و گسترده در سوگ اباعبدالله الحسین (ع) را نمی‌داد، اما هرجا که شیعیان قدرت و فرصتی یافته اند سوگواری پرشور و دامنه داری در ایام عاشورا به راه انداخته‌اند.

از قرن‌ها پیش عاشورا به عنوان تجلی روز درگیری حق و باطل و روز فداکاری و جانبازی در راه دین و عقیده، شناخته شده است.

حسین بن علی(ع) در این روز، با یارانی اندک ولی با ایمان و صلابت و عزتی بزرگ و شکوهمند با سپاه سنگدل و بی‌دین حکومت ستم یزدی به مقابله برخاست و کربلا را به صحنه همیشه زنده عشق خدایی و آزادگی و حریت مبدل ساخت.

عاشورا گرچه یک روز بود، اما دامنه تاثیر آن تا ابدیت کشیده شد و چنان در عمق وجدانها و دلها اثر گذاشته که همه ساله دهه محرم و بویژه عاشورا، اوج عشق و اخلاص نسبت به معلم حریت و اسوه جهاد و شهادت، حسین بن علی(ع) می گردد و همه، حتی غیر شعیه، در مقابل عظمت روح آن آزادمردان تعظیم می‌کنند.

امام حسین(ع) که به دعوت اهل کوفه از مکه عازم این شهر بود تا به شیعیان انقلابی بپیوندد و رهبری آنان را به عهده گیرد، پیش از رسیدن به کوفه، در کربلا به محاصره نیروهای ابن زیاد در آمد و چون حاضر نشد ذلت تسلیم و بیعت با حکومت غاصب و ظالم یزیدی را بپذیرد، سپاه کوفه با او جنگیدند.

حسین و یارانش روز عاشورا لب تشنه با رشادتی شگفت تا آخرین نفر جنگیدند و به شهادت رسیدند و بازماندگان این قافله نور، به اسارت نیروهای ظلمت درآمده به کوفه برده شدند. هفتاد و دو تن یاران شهید او، بزرگترین حماسه بشری را آفریدند و یاد خویش را در دل تاریخ و وجدان بشرهای فضیلت خواه، ابدی ساختند.

عاشورا در مقایسه با بسیاری از رخدادهای دیگر، حجم کمی از وقایع را به خود اختصاص داده و آغاز و انجام آن، در برهه ای کوتاه اتفاق افتاده است. اما یکی از حوادثی است که در طول تاریخ خویش، بیشترین توجه را به خود جلب کرده و علاوه بر نقش گسترده وتاثیر عمیق اجتماعی تاریخی خود، به صورت فرهنگی ویژه با ساختاری منحصر به فرد در آمده است.

منبع:hamshahrionline.ir

 گردآوری توسط:Matin.j



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

نقشه اصلی و خیلی آسان وراحت برای ساخت جرثقیل

با سلام خدمت دوستان گرامی...افراد می توانند از این لینک نقشه PDF جرثقیل اکسترکت شده توسط خودم رو برای درس کاروفناوری پایه ی نهم دانلود کنند...موفق باشید.

http://cdn.persiangig.com/download/Sdu4lQlfa7/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87%20%20%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%20%D8%AC%D8%B1%D8%AB%D9%82%DB%8C%D9%84.rar/dl

اشتراک گذاری و اکسترکت شده توسط: Matin.J



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

الگوریتم مساحت و محیط دایره

در الگوریتم مساحت و محیط دایره در واقع می خواهیم یک عدد صحیح را بعنوان شعاع دایره از کاربر دریافت کنیم و سپس مساحت و محیط آن را به وی نمایش دهیم. طرح این الگوریتم برای کامپیوتر به شرح زیر است:

 

1. شروع

2. شعاع دایره را بخوان در R قرار بده

3. حاصل عبارت 3.14 * R * 2 را در A قرار بده

4. حاصل عبارت 2 R * 3.14 را در P قرار بده

5. مقادیر A و P را به عنوان مساحت و محیط دایره نمایش بده

6. پایان

 

نمونه کد C# برای الگوریتم بالا

 

int R = int.Parse(Console.ReadLine());

int A = R * 2 * Math.PI;

int P = R * Math.PI * Math.PI;

Console.WriteLine("Area is : " + A.ToString());

Console.WriteLine("Perimeter is : " + P.ToString());

 نویسنده:Matin.J



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

صکادرات در آموزش رانندگی چیست؟

:اعمال قبل از حرکت وسیله نقلیه یا صکادرات و توضیح کامل کلمه ی صکادرات

اگرحروف اول تمام کارهایی را که قبل از حرکت بایستی انجام دهیم کنار هم قرار دهیم کلمه صکادرات درست میشود که به آن اعمال قبل از حرکت میگوییم که باید با سوال امتحان آیین نامه اشتباه نشود چرا که در آنجا پرسیده شده پس از روشن بودن موتور و آماده بودن برای حرکت چکار باید کرد که پاسخ آن در صفحه 5 کتاب آموزش جامع قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی قسمت طریقه ی حرکت میباشد و اعمال قبل از حرکت به قرار ذیل میباشد.                                                                                                                                                                                  

1

ص

صندلی را تنظیم کنید

2

ک

کمربند ایمنی را ببندید

3

ا

آینه ها را تنظیم کنید

4

د

دنده را خلاص کنید

5

ر

روشن کنید و راهنما را بزنید

6

ا

آماده کردن دنده اتومبیل جهت حرکت و نگاه کردن به آینه ها و نقاط کور را با چرخاندن سر پوشش دهید

7

ت

ترمز دستی را پایین بکشید

 

1- صندلی:
صندلی اتومبیلهای پراید قدیمی از سه قسمت قابل تنظیم میباشد. 

الف-کل صندلی 
ب-پشتی صندلی 
ج-پشت سری صندلی
در اتومبیلهای پراید جدید از همین سه قسمت به اضافه کفی صندلی (قسمت نشیمنگاه) حال به توضیح چهار قسمت آن میپردازیم:
الف- کل صندلی که در اتومبیلهای قدیمی توسط یکعدد ضامن که در سمت چپ کنار صندلی قرار دارد تنظیم میشود با دست چپ آنرا بالا کشیده و با دست راست بالای فرمان را گرفته و با کمک از پاها که روی کف اتومبیل قرار دارد صندلی را بصورت ریلی به سمت عقب یا جلو حرکت داده تا پاها بصورت زاویه ی 90 درجه روی پدالها قرار گیرد بطوریکه به کلاج ترمز و گاز تسلط کافی داشته باشید ولی در اتومبیلهای پراید جدید ضامن در سمت راست قسمت زیر کفی (نشیمنگاه )قرار دارد که با دست راست سر ضامن را بطرف بالا کشیده و با دست چپ بالای فرمان را گرفته و با کمک پاها صندلی را بصورت ریلی به جلو یا عقب حرکت داده تا پاها بصورت زاویه ی 90 درجه روی پدالها قرار گیرد بطوریکه به پدالها تسلط کافی داشته باشید.
ب- پشتی صندلی در اتومبیلهای قدیم و جدید بوسیله اهرمیکه در کنار سمت چپ صندلی قرار دارد تنظیم میشود باکشیدن اهرم بطرف بالا و فشار دادن با پشت به پشتی صندلی تا اندازه ایکه پشتی با کفی صندلی از 90 درجه کمی بزرگتر باشد و اگر خواسته باشیم در جایی برای مدت کمی استراحت کنیم میتوانیم پشتی صندلی را کامل به عقب بخوابانیم و بعد از استراحت ضامن را گرفته و با دست راست کمک میکنیم تا پشتی به بالا برگردانده شود و مجددا آنرا تنظیم میکنیم.
ج- پشت سری صندلی که باید طوری تنظیم گردد که گوشهای ما وسط پشت سری صندلی قرار گیرد درضمن پشت سری برای تکیه دادن سر نیست بلکه برای جلوگیری از آسیب رسیدن به گردن هنگام بروز تصادف میباشد و اگر درست تنظیم نشود هنگام تصادف احتمال شکستگی گردن زیاد است.
د- نشیمنگاه که فقط در اتومبیلهای جدید تنطیم میشود توسط دو عدد پیچ که در کنار سمت چپ صندلی قرار دارد بوسیله دست چپ با چرخاندن پیچها نشیمنگاه به سمت  بالا و پایین حرکت میکند.

 

2- کمربند ایمنی:
طریقه بستن کمربند ایمنی به این ترتیب است به کمر بند که درکنار شانه ی چپ ما قرار دارد نگاه کرده و با دست راست زبانه ی فلزی را گرفته و میکشیم تا تسمه کمر بند نیز کشیده شود و بوسیله دست چپ کمر بند را از روی شانه چپ عبور داده تا زبانه ی فلزی در داخل قفل کمر بند که در پایین سمت راست کنار دنده قرار دارد جا بخورد و کمر بند طوری طراحی شده که در مواقع بروز حادثه قفل شده و از پرت شدن فرد جلوگیری میکند در ضمن موقع بستن کمر بند باید به آرامی کشیده شود که قفل نکند و اگر قفل کرد باید تسمه مقداری رها گردد و مجددا آنرا به آرامی بکشیم. طریقه باز کردن آن به این طریق است که با فشار دادن شاستی قرمز رنگ کنار قفل توسط انگشت شصت دست راست زبانه رها شده و سپس با دست چپ آنرا به بالا هدایت کرده تا مجددا در جایگاه خودش قرار بگیرد.

 

3- آینه ها(چشمان اضافی راننده):
که شامل یک آینه ی وسط در بالای سر و دو آینه ی بغل در دو طرف اتومبیل که نحوه ی تنظیم آنها بدین طریق است که در آینه وسط سر رو به جلو و بدن ثابت و به حالت رانندگی باشد با گوشه چشم به آینه نگاه کرده و انگشت شصت راست زیر گوشه سمت راست قرار میگیرد و بقیه ی انگشتان بالای آینه قرار میگیرند بطوریکه تمام فضای آینه را نگیرند آینه را به بالا و پایین و چپ و راست حرکت داده تا شیشه بزرگ عقب با آینه وسط یکی گردد در ضمن ضامن زیر آینه وسط جهت سهولت دید در شب میباشد به این طریق که وقتی نور چراغ اتومبیلهای پشت سر در شب باعث ناراحتی چشمهای ما میشود کافیست ضامن را به سمت پایین بکشیم تا موجب تغییر زاویه ی آینه شده و نور شدید عقب بصورت مات دیده شود و دیگر چشمهای ما اذیت نخواهد شد و بعد از اینکه حالت عادی شد مجددا ضامن را بحالت اول برگردانید و آینه بغل بایستی دستگیره درب عقب و مسیر جاده در قسمتعقب را نشان دهد.

 

4- دنده:
کلاج را با پای چپ تا ته فشار داده و با دست راست دنده را به وسط هدایت میکنیم تا در محوطه ی خلاصی قرار گیرد و برای اطمینان از خلاصی دنده آنرا با دست راست گرفته باید راحت از کنار این صندلی تا صندلی دیگرحرکت کند.

 

5- روشن کردن و راهنما زدن:

سوئیچ بطور کلی چهار مرحله دارد که به این چهار مرحله روشن شدن میگویند:

الف- قفل فرمان که با علامت LOCK روی سوئیچ مشخص شده و به این صورت باز میشود که با دست چپ فرمان را گرفته و به سمت خلاصی فرمان چرخانده و همزمان سوئیچ را با دست راست به سمت راست میچرخانیم قفل باز میشود.
ب- برق اولیه که با علامت ACC روی سوئیچ مشخص شده و با چرخاندن سوئیچ یکبار دیگر به سمت راست میتوانید از رادیو ضبط و غیره استفاذه کنید.

ج- برق ثانویه که با علامت ON روی سوئیچ مشخص شده و با چرخاندن یکبار دیگر سوئیچ به سمت راست برق به پشت آمپر آمده و علائم پشت آمپر روشن شده و موتور آماده روشن میباشد و توجه داشته باشید که سوئیچ را در حالت برق ثانویه نباید زیاد نگه داشت.

د- و آخرین مرحله استارت میباشد که با علامت START مشخص شده که سوئیچ را به سمت راست چرخانده تا استارت شروع به کار کرده و پس از در گیر شدن همزمان کمی گاز داده البته در اتومبیلهای کاربراتوری(در اتومبیلهای انژکتوری نباز به گاز دادن همزمان نیست)تا اتومبیل روشن شود و در این لحظه بایستی سوئیچ را رها کنیم تا به حالت قبل برگردد البته توجه داشته باشید در موقع روشن کردن اتومبیل کلاج را با پای چپ پایین نگه دارید بعد استارت بزنید به دو دلیل:
الف- اگر موقع استارت زدن بنا به دلایلی فراموش کردیم دنده را خلاص کنیم اتومبیل به جلو پرت نشود و به جایی برخورد کند.

ب- اتومبیل راحتتر استارت میخورد علی الخصوص در فصل زمستان که هوا سرد اتومبیل سرد و روغن سرد میباشد و فشار کمتری به باتری وارد میشود.

راهنمای مورد نظر را میزنیم بطور کلی راهنما زدن در حرکت به سمت جلو از حالت ایستاده و گردش به سمت چپ(میدان - تقاطع-دوربرگردان و داخل شدن به کوچه ی سمت چپ) باید دسته راهنما را به سمت پایین(چپ)بزنیم و در پارک کردن ماشین سمت راست خیابان و گردش به راست(میدان-تقاطع و داخل شدن به کوچه سمت راست) و دنده عقب باید دسته راهنما را به سمت بالا(راست)بزنیم و توجه داشته باشید که در هر کجا خواستید گردش به چپ یا راست یا پارک یا حرکت کنید کلمه آرش را فراموش نکنید که آرش مخفف کلمات آینه راهنما و شکست(چرخاندن)فرمان میباشد یعنی ابتدا آینه ی مربوطه را نگاه کرده بعد راهنما زده و در نهایت گردش به راست یا چپ کنید.

 

6- آماده شدن برای حرکت:
دسته دنده را در دنده مربوطه (دنده یک یا عقب) قرار میدهیم و آ ینه ها را نگاه میکنیم و کاملا چهار طرف اتومبیل را کنترل میکنیم و با حرکت به سمت مورد نظر مجددا توقف کرده و نقاط کور آینه را با چرخش سر به آن سمت نگاه کرده تا خطری ما را تهدید نکند وبعد از اطمینان کامل حرکت میکنیم. 

 

7- ترمز دستی:
که با علامت P روی پشت آمپر مشخص شده در این حالت باید انتقال ترمز صورت گیرد بدین ترتیب که پدال ترمز را با پای راست فشار داده و با دست راست دسته ی ترمز دستی را کمی بالا کشیده و همزمان با انگشت شصت دست راست ضامن سر دسته را فشار داده و ترمز دستی را پایین میبریم تا لامپ مربوطه خاموش گردد بدین ترتیب آماده حرکت میباشیم توجه داشته باشید هیچگونه لامپی روی صفحه کیلومتر نباید روشن باشد اگر لامپی روشن بود باید ببینید مال چه قسمتی میباشد ایراد بر طرف کنید.

 نویسنده:Matin.J



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ارگونومی چیست؟

واژه «ارگونومي» از دو كلمه يوناني «ارگو6» به معني كار و «نوموس7» به معني قانون و قاعده طبيعي مشتق شده است و در لغت به معناي قوانين طبيعي كار است. اما در اصطلاح كاربردي علم ارگونومي مجموعه دانشي است كه از تلفيق علوم زيستي، فيزيولوژي انساني، سيستم‌ها و روش ها، طراحي مشاغل و محيط كار به وجود آمده است كه سعي دارد ابزارها، دستگاه‌ها و محيط كار را با توجه به در نظر گرفتن توانايي هاي جسماني، فكري و محدوديت‌ها و علائق انسان‌ها، طراحي كند. اين علم با هدف افزايش بهره‌وري با توجه به سلامتي، ايمني و رفاه كاركنان در محيط كار شكل يافته است (صادقي 1379؛ طاهري 1376).

برخي از تعاريفي كه متخصصان و كارشناسان اين علم از ارگونومي نموده‌اند، به عنوان نمونه در زير آورده مي‌شود:

  • ارگونومي علم مطالعه انسانها در حين انجام كار، براي درك ارتباط پيچيده ميان افراد و جنبه هاي فيزيكي و روانشناختي محيط كار، نيازهاي شغلي و روشهاي كار مي‌باشد (WHO 1978).
  • ارگونومي علمي است كه انسان و تعامل آن را با محصولات، توليدات، تجهيزات، امكانات، روش ها و محيط كار و زندگي مورد مطالعه قرار مي‌دهد و عليرغم علوم فني ـ مهندسي (كه عمدتا به تكنيك ها و فنون مي پردازد) بر انسان و طراحي وسائل براي افراد تاكيد دارد (ساندرز و ديگران 1378).
  • ارگونومي عبارتست از كاربرد اطلاعات علمي موجود درباره انسان (و روش هاي علمي كسب چنين اطلاعاتي) براي حل مشكلات طراحي (هلاندر 1375).
  • انجمن بين‌المللي ارگونومي8، ارگونومي را چنين تعريف مي‌كند: ارگونومي علمي است كه دانش حاصل از علوم انساني را با مشاغل، سيستم‌ها، محصولات و محيط زيست با توجه به توانايي هاي جسماني و رواني و محدوديت‌هاي انساني مرتبط مي سازد (هانچينسون و ديل).

اما با توجه به تجارب علمي، و نيز با توجه به اجراي ارگونومي در يكي از خطوط توليد شركت فرآورده هاي ـ غذايي گل بهان توسط نگارنده، و همچنين با توجه به اينكه نگارنده، پايان نامه كارشناسي ارشد خود را نيز در اين مورد نوشته است، تعريف زير، مفهوم ارگونومي را بهتر روشن مي‌سازد:

ارگونومي عبارتست از علم بكارگيري بهينه از ابزار كار در محيط كاري، به نحوي كه حداكثر بازدهي در توليداتي كه انسان در آن نقش دارد، بدست آيد در حالي كه كارگر يا كاربر حداكثر رضايت را از كاربرد ابزار مزبور و همچنين از محيط كاري دارد و ميزان ايمني لازم در كار براي كارگران و كاربران فراهم شده است (كارزار جدي 1379).

با توجه به تعريف فوق، علم ارگونومي از رشته هاي علمي نظير پزشكي، فيزيولوژي، آمار، روانشناسي، مردم شناسي، آناتومي، بيومكانيك و سنجش ابعاد و اجزاي بدن انسان، براي طراحي ماشين و محيط كار سود مي‌برد. در واقع، ارگونومي يك علم چند رشته‌اي است كه ارتباط متقابل تكنولوژي، محيط و نيازهاي روحي و جسماني انسان را برقرار مي سازد. در ايالات متحده آمريكا، بجاي واژه ارگونومي، عبارت مهندسي فاكتورهاي انساني را بكار مي‌برند. انجمن فاكتورهاي انساني و ارگونومي آمريكا نيز بر روش هاي طراحي تاكيد داشته و مهندسي فاكتورهاي انساني را چنين تعريف مي‌كند: «كشف و كاربرداصول مربوط به رفتار انسان و خصوصيات طراحي، ارزيابي، فرآيند نگهداري محصولات و سيستم ها با هدف ايمن بودن، اثر بخش بودن و ايجاد رضايت در بين كاركنان».

اهداف اساسي علم ارگونومي، بهبود نحوه انجام كار، روش هاي كار و ابزار كار، و انطباق آنها با ويژگيهاي رواني و جسمي انسان است. البته بايد توجه داشت كه با مراعات اصول ارگونومي، فشار كاري و خستگي هاي بي مورد كاهش مي‌يابد. همچنين، ارگونومي در پي انطباق علمي شغل، شرايط، ابزار و محيط كار با مشخصات فيزيكي و بدني انسان و نيز تعيين نيرو و توانايي جسمي اوست. بايد شغل و محيط كار چنان طراحي شود كه با مشخصات فيزيكي ميانگين افراد (با ملحوظ كردن انحراف معيارهاي مربوطه) مطابقت داشته باشد (فروزانفر 1378).

تاريخچه ارگونومی

حوزه پيدايش ارگونومي به انقلاب صنعتي ـ اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بيستم ـ برمي‌گردد. كارهاي پژوهشي فرانك و ليليان گيلبرت  در زمينه كارسنجي9  و مديريت كارگاهي سرآغازي بر مطالعات ارگونوميك بود. پس از جنگ جهاني دوم و بويژه با روشن تر شدن مشكلات كاري و حتي تلفات ناشي از عدم توجه به دانش  ارگونومي در محيط كاري، نياز به طراحي محل كار بصورت ارگونوميك بيشتر احساس شد. پيچيدگي اشتباه هاي احتمالي در زمينه هاي مختلف همچون هواپيماهاي جنگي، رادار و ديگر تجهيزات در طول جنگ، هم جنبه مهندسي و هم جنبه رفتاري داشت و گروه‌هايي متشكل از روانشناسان، مهندسان، انسان‌شناسان و فيزيولوژيست‌ها، همراه با هم كوشش‌هايي را جهت حل مشكلات طراحي و آموزش آغاز كردند. چنين كوشش‌هايي كه در خلال جنگ دوم جهاني در آمريكا و انگلستان، به طور همزمان آغاز شده بود باعث گرديد تا دانش ارگونومي شروع به رشد و توسعه كند و در اغلب كشورهاي اروپايي مورد توجه واقع شود. در دهه 1980 ميلادي، متأسفانه فجايع تكنولوژيكي بسياري رخ داد و موجب شناخته شدن هر چه بيشتر دانش ارگونومي در ميان مردم شد. كارخانه سازان، كارخانه داران، كارگران، دولتمردان و به تبع آن عامه مردم به طراحي ارگونوميك روي آوردند (ساندرز و مك‌كورميك 1998).

در 4 دسامبر 1984ميلادي، نشت گاز متيلو سوسيانات  در كارخانه توليد سموم ضد آفات شركت يونيون كاربايد  در بوپال هند، سبب مرگ نزديك به 4000 تن و آسيب ديدن 200000 نفر ديگر شد. دو سال بعد، در 1986 ميلادي، انفجار شديدي در نيروگاه هسته اي چرنوبيل در شوروي (سابق)، سبب مرگ 300نفر و قرار گرفتن طيف  وسيعي از مردم در معرض تابش هاي زيان آور و آلوده شدن ميليون ها هكتار زمين به راديو اكتيو شد. سه سال بعد در 1989 ميلادي در يك واحد توليدي مواد پلاستيكي متعلق به شركت نفت فيليپس در تگزاس انفجاري روي داد كه  شدت اين انفجار معادل انفجار 10 تُن تي. اِن. تي بود. 23 نفر كشته و 100 نفر مجروح شدند. همه اين موارد و مثال هاي بسيار زيادي كه مجال گنجايش آنها در اين چند صفحه نيست، به باور كارشناسان، حوادثي هستند كه علت اصلي تمامي آنها را بايد در عدم طراحي صحيح ارگونوميك (به معناي كلي كلمه) جست ساندرز و ديگران 1378

 نویسنده:Matin.J



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است